بلکه شگفتزدهمان کرد؛ زیرا از زمان ترک چیلوئه، چنین چشمانداز دعانویس لذتبخشی دیده نشده بود. همانطور که شیطانی قبلاً گفتم، در علوم غریبه شرق، هیچ خشکیای ندیدیم. در شمال شرقی و جنوب شرقی، منطقهای پست و فرشته هموار قرار داشت و تپههای داخلی، رشتهکوههای طولانی و دعانویس همواری بودند، شبیه به تپههای نزدیک دماغه طلسم گرگوری، در حالی که پشت سر ما، در هر جهت به سمت غرب، کوههای بلند و ناهمواری سر به فلک کشیده بودند. کاملاً باور داشتم که مسیر بعدی ارواح ما در آبهای آزاد، در امتداد سواحل یک سرزمین پست خواهد بود و از تنگههای باریکی که
کافر توسط کوههای پوشیده از برف احاطه شده بودند، عبور کردهایم: تصور میکردم تنها مشکلی که اکنون باید بر آن غلبه کنیم، عبور ایمن کشتی از تنگه *******ک است؛ که با وجود خطرناک بودن دعانویس بندر ترکمن گذرگاه، نسبت به تنگه سفید پیچیدهای که تازه از آن عبور کرده بودیم، ارجحیت داشت. انتظارات من چنین بود؛ و دعانویس دیواندره با چنین چشمانداز باشکوهی، با عجله به دنبال لنگرگاهی برای کشتی دوچرخ رفتم موکل جن که موفق شدم آن را در جادو مکانی که دعانویس من آن را خلیج عید پاک اجنه غیر مسلمان نامیدهام، پیدا جفر کنم و روز بعد از طریق تنگه *******ک برگشتم. آقای
*******ک شیاطین سه روز را صرف کار خود کرد و خلیج را که از دماغه گری به سمت شمال و تقریباً یازده لیگ امتداد داشت، ردیابی کرد. او دریافت که از هر طرف با رشته کوههای شیبداری هممرز است که در اینجا و آنجا دعا توسط درههای عمیقی که پر از برف یخزده بودند، شکسته دعا نویسی شده و توسط یخچالهای طبیعی گسترده پوشانده شدهاند، و از آنجا بهمنهای عظیمی دائماً در طلسم حال ریزش بودند. ضلع غربی جادوگر این کانال توسط انتهای جنوبی رشته کوه آند تشکیل شده است. در انتهای شمالی آن دو خلیج با سواحل فرشتگان شنی وجود
دارد که در پشت آنها زمینهای پست قرار دارد، اما به تدریج به کوههای مرتفع و کلیسا مرتفعی منتهی میشود که حدود دو مایل از هم فاصله دارند. «سهشنبهی عید پاک، صبح زود خلیج ویل-بوت را ترک کردیم، و{۳۴۹}به سمت تنگه *******ک حرکت کردیم. ما در طول اقامتمان ابطال کردن جادو بیوقفه قدرت جزر و مد را زیر نظر داشتیم و آزمایش میکردیم؛ اما مشاهدات ما هرگز دین با مشاهداتمان در تنگه مطابقت نداشت و محاسبات امروز صبح، پس از تمام زحماتی که کشیده بودیم، اشتباه حاجت گرفتن از آب درآمد. با نزدیک شدن به محل، با جریانی از فرشتگان جزر و مد
مواجه شدیم که در جهت جنوب غربی بین دو تا سه گره دریایی قرار داشت. باد ملایم بود. گاهی اوقات به زمین نزدیک میشدیم - و گاهی اوقات به دلیل قدرت جزر و مد به عقب رانده میشدیم - و بنابراین تا ساعت یازده در نزدیکی ورودی شناور ماندیم. وقتی جزر و مد کم شد، به انتهای شرقی نزدیک شدیم که به مراتب باریکترین قسمت است و من حدس میزدم که برای عبور از صخرهها به مشرکان هر تلاشی نیاز است. اما دعانویس سقز خوشبختانه در لحظه سست شدن آب بود - قدیس به نماز خواندن راحتی از آن عبور کردیم و
مشکل پیشبینی شده ما از بین رفت. این ورودی شرقی توسط دو جزیره باریک شده است که عرض آن در یک قسمت به صد و پنجاه ابجد یارد دعا کاهش مییابد. وقتی از این گذرگاه دور شدیم، پوینت ریتر، طلسمات پوینت دیزایر شیاطین و خلیج ایستر در معرض دید بودند و خود را در کانالی بسیار وسیعتر از کانالهایی یافتیم که اخیراً دعانویس لنده به آنها عادت کرده بودیم. در جنوب، آبراهی عمیق وجود داشت که ظاهراً در جهات مختلف بین مناطق مرتفع مقدس منشعب میشد، اما هدف شماره ملا اصلی ما دشتهای پست شمال شرقی بود و از طریق این کانال،
آنقدر خوشبین بودیم که مطمئن شدیم گذرگاهی پیدا طلسم میکنیم. عصر در خلیج ایستر لنگر انداختیم و کشتی بادبانی را در عمق چهار و شش فاتوم، بر روی کفی گلآلود، پهلو گرفتیم. «صبح روز بعد (دوازدهم) قایقها آمادهی رفتن شدند تا شناخت بهتری از منطقهی اطراف به رمل دست آورند، تعویذ بهترین روح لنگرگاه را پیدا کنند و با برخی از مزایای فراوانی که با توجه به احضار چشمانداز پیش رویمان، مطمئن بودیم که از آنها بهرهمند خواهیم شد، آشنا شوند. آقای کرک برای بررسی تنگهی ورسلی مقدس رفت و از او خواسته شد که در حین پیشروی به سمت
شرق، تمام دهانهها را بررسی کند. به محض رفتن او، من شروع به اندازهگیری یک پایه بین خلیج ایستر و همزاد جزیرهی فوکوس کردم؛ که با توجه به ارتفاع متوسط، به نظر میرسید موقعیت مناسبی برای گسترش مثلثبندی باشد. این کار به زودی به
کافر توسط کوههای پوشیده از برف احاطه شده بودند، عبور کردهایم: تصور میکردم تنها مشکلی که اکنون باید بر آن غلبه کنیم، عبور ایمن کشتی از تنگه *******ک است؛ که با وجود خطرناک بودن دعانویس بندر ترکمن گذرگاه، نسبت به تنگه سفید پیچیدهای که تازه از آن عبور کرده بودیم، ارجحیت داشت. انتظارات من چنین بود؛ و دعانویس دیواندره با چنین چشمانداز باشکوهی، با عجله به دنبال لنگرگاهی برای کشتی دوچرخ رفتم موکل جن که موفق شدم آن را در جادو مکانی که دعانویس من آن را خلیج عید پاک اجنه غیر مسلمان نامیدهام، پیدا جفر کنم و روز بعد از طریق تنگه *******ک برگشتم. آقای
*******ک شیاطین سه روز را صرف کار خود کرد و خلیج را که از دماغه گری به سمت شمال و تقریباً یازده لیگ امتداد داشت، ردیابی کرد. او دریافت که از هر طرف با رشته کوههای شیبداری هممرز است که در اینجا و آنجا دعا توسط درههای عمیقی که پر از برف یخزده بودند، شکسته دعا نویسی شده و توسط یخچالهای طبیعی گسترده پوشانده شدهاند، و از آنجا بهمنهای عظیمی دائماً در طلسم حال ریزش بودند. ضلع غربی جادوگر این کانال توسط انتهای جنوبی رشته کوه آند تشکیل شده است. در انتهای شمالی آن دو خلیج با سواحل فرشتگان شنی وجود
دارد که در پشت آنها زمینهای پست قرار دارد، اما به تدریج به کوههای مرتفع و کلیسا مرتفعی منتهی میشود که حدود دو مایل از هم فاصله دارند. «سهشنبهی عید پاک، صبح زود خلیج ویل-بوت را ترک کردیم، و{۳۴۹}به سمت تنگه *******ک حرکت کردیم. ما در طول اقامتمان ابطال کردن جادو بیوقفه قدرت جزر و مد را زیر نظر داشتیم و آزمایش میکردیم؛ اما مشاهدات ما هرگز دین با مشاهداتمان در تنگه مطابقت نداشت و محاسبات امروز صبح، پس از تمام زحماتی که کشیده بودیم، اشتباه حاجت گرفتن از آب درآمد. با نزدیک شدن به محل، با جریانی از فرشتگان جزر و مد
مواجه شدیم که در جهت جنوب غربی بین دو تا سه گره دریایی قرار داشت. باد ملایم بود. گاهی اوقات به زمین نزدیک میشدیم - و گاهی اوقات به دلیل قدرت جزر و مد به عقب رانده میشدیم - و بنابراین تا ساعت یازده در نزدیکی ورودی شناور ماندیم. وقتی جزر و مد کم شد، به انتهای شرقی نزدیک شدیم که به مراتب باریکترین قسمت است و من حدس میزدم که برای عبور از صخرهها به مشرکان هر تلاشی نیاز است. اما دعانویس سقز خوشبختانه در لحظه سست شدن آب بود - قدیس به نماز خواندن راحتی از آن عبور کردیم و
مشکل پیشبینی شده ما از بین رفت. این ورودی شرقی توسط دو جزیره باریک شده است که عرض آن در یک قسمت به صد و پنجاه ابجد یارد دعا کاهش مییابد. وقتی از این گذرگاه دور شدیم، پوینت ریتر، طلسمات پوینت دیزایر شیاطین و خلیج ایستر در معرض دید بودند و خود را در کانالی بسیار وسیعتر از کانالهایی یافتیم که اخیراً دعانویس لنده به آنها عادت کرده بودیم. در جنوب، آبراهی عمیق وجود داشت که ظاهراً در جهات مختلف بین مناطق مرتفع مقدس منشعب میشد، اما هدف شماره ملا اصلی ما دشتهای پست شمال شرقی بود و از طریق این کانال،
آنقدر خوشبین بودیم که مطمئن شدیم گذرگاهی پیدا طلسم میکنیم. عصر در خلیج ایستر لنگر انداختیم و کشتی بادبانی را در عمق چهار و شش فاتوم، بر روی کفی گلآلود، پهلو گرفتیم. «صبح روز بعد (دوازدهم) قایقها آمادهی رفتن شدند تا شناخت بهتری از منطقهی اطراف به رمل دست آورند، تعویذ بهترین روح لنگرگاه را پیدا کنند و با برخی از مزایای فراوانی که با توجه به احضار چشمانداز پیش رویمان، مطمئن بودیم که از آنها بهرهمند خواهیم شد، آشنا شوند. آقای کرک برای بررسی تنگهی ورسلی مقدس رفت و از او خواسته شد که در حین پیشروی به سمت
شرق، تمام دهانهها را بررسی کند. به محض رفتن او، من شروع به اندازهگیری یک پایه بین خلیج ایستر و همزاد جزیرهی فوکوس کردم؛ که با توجه به ارتفاع متوسط، به نظر میرسید موقعیت مناسبی برای گسترش مثلثبندی باشد. این کار به زودی به
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۴۶
- ۱۲ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر