فاستر را ناراحت کند، منتظر هوای خوب نشدم، بلکه فوراً به محل تعیین شده رفتم. هنگام عبور از شیاطین تنگه لو مایر، فرشتگان نزدیک بود که در دعا اثر جزر و ذکر مد به درون آب فرو برویم، اما جزر و مد درست به موقع تغییر کرد و ما را در سمت شمالی استاتن لند نگه داشت. با وزش باد شدید و طوفانی وارد بندر سال نو شدیم و چون اثری از کشتی چانتیکلیر ندیدیم، اگر در یکی از جزایر فضای خالی و سفیدی را مشاهده نمیکردیم، بدون بررسی بیشتر دعا نویسی حرکت میکردیم. این فضا نزدیک جایی بود که از
کاپیتان احضار فاستر خواسته بودم سندی بگذارد عبادت کردن و به این نتیجه رسیدم که هدف جلب توجه ماست. مشرکان بنابراین لنگر را در بیست و پنج فاتوم (جزیرهای دعا که از شمال به شمال غربی ¼ غربی امتداد دارد) انداختند، تقریباً در همزاد محلی که کاپیتان کوک لنگر انداخته بود، و قایقی به سمت علامت سفید فرستاده ابجد شد که در نزدیکی آن یک چوب پرچم دعانویس مشاهده شد که در پای آن یک قوطی حلبی حاوی پیشینه تاریخی نامهای از کاپیتان فاستر قرار داشت که به من اطلاع میداد که به دلیل بازداشت طولانیتر از اعمال صالح آنچه انتظار داشت، مجبور
شده است ترتیبات خود را تغییر دهد و از من خواسته بود که در خلیج سنت مارتین، نزدیک کیپ هورن، در حدود همین روز به ملاقاتش بروم. بنابراین، ما هیچ فرصتی را برای وزن کردن کشتی از دست دعانویس ندادیم، اما با این کار، لنگر را شکستیم. از اطراف دماغه سنت جان عبور کردیم و جادو سیاه با باد ملایمی به سرعت نماز خواندن به سمت غرب حرکت کردیم. دعانویس بانه ظهر روز کلیسا بعد، در هفتاد و پنج مایلی دماغه هورن، که از غرب به جنوب امتداد طلسم داشت، کوههای بلند انتهای جنوب شرقی تیرا دل فوئگو نمایان شدند که در میان
آنها کوه «کله قندی» قرار داشت.( g ) یک شیء قابل دعانویس مریوان سید و حاجی توجه بود.{198}با اندازهگیری زاویهای ارتفاع آن و فاصلهای که نمودار نشان جفت روحی مقدس میدهد، ارتفاع آن باید تقریباً حاجت گرفتن پنج هزار فوت و ارتفاع متوسط کوههای همسایهاش بالغ بر سه هزار فوت باشد. حالا یک تندباد جنوب غربی شروع شد و رسیدن ما به دماغه هورن را تا روز شانزدهم به تأخیر انداخت، زمانی که در متون کهن ورودی خلیج سنت فرشتگان مارتین لنگر انداختیم و کشتی چانتیکیلر را در داخل آن یافتیم. کمی بعد دعاگر قایقی از راه رسید و خبر خوشی مبنی بر سلامت همه سرنشینان
آن به ما رسید. ما تا روز بعد نتوانستیم وارد خلیج شویم و به دلیل شدت طوفانها که بارها مذهب ما جادوگر را مجبور میکرد به سرعت طنابهای مهار را شل کنیم، در این قدیس کار با مشکلات زیادی مواجه شدیم، وگرنه باید آنها را با خود میبردیم. کشتی ادونچر در هفده فاتوم، به طول تقریبی یک کابل، در نقطه سبز پست در ضلع جنوبی لنگر انداخته بود: و کشتی چانتیکلیر در ده فاتوم جادو سیاه نزدیک به بالای خلیج قرار داشت. قله دماغه هورن در یک خط با نقطه جنوبی ورودی قرار داشت، ما کاملاً دین به خشکی محصور بودیم
و کاملاً از هرگونه بادی در امان بودیم، به جز ویلیواها یا تندبادهای سهمگین دعانویس جوزم از سرزمینهای مرتفع که گاهی اوقات ناگهان به کشتی برخورد میکردند و آن را به پهلو میانداختند. اما از آنجایی که این بادها به همان اندازه دعانویس کوهبنان که ناگهانی بودند، مدت کوتاهی طول میکشیدند، بیشتر ناخوشایند بودند تا خطرناک. در طول اقامتمان در اینجا، بررسی جزئی از خلیج سنت حرز فرانسیس انجام دادم که از آن زمان توسط کاپیتان فیتز روی تکمیل شده است. خلیج سنت یواخیم، در جنوب خلیج سنت مارتین، نسبت به خلیج دوم نمایانتر است، اما عمق کمتری دارد. این خلیجها توسط
تودهای شیبدار و شیبدار دعانویس از تپههای سنگ سبز از یکدیگر جدا شدهاند که در بسیاری از قسمتها به نظر میرسد لایه لایه هستند و شیب آن به سمت غرب و با زاویه دعانویس ۴۰ درجه است. در آن نقطه فرود آمدم و از تپه توسل بالا رفتم، که انجام آن را دشوارتر از آنچه تصور میکردم یافتم، تمام سطح آن پوشیده از بوتههای راش کوتاه قد بود که مقدس آنقدر ضخیم علوم غریبه یا در هم تنیده شده بودند که مجبور شدم روی قلههای آنها راه بروم یا بخزم. در میان آنها گاهی اوقات زرشک و ورونیکا دیده میشد تعویذ
که دومی بسیار کوچک بود. روز طلسم دیگری، ستوان کندال از کیمیاگری کشتی چانتیکلیر مرا همراهی کرد.{199}به بندر ودل ماکسول، که آشکارا خلیج سنت برنارد دارکویستاد است.( ح ) بندر ماکسول بین جزیره جردان، جزیره زین و جزیره سوم قرار دارد و یک مثلث
کاپیتان احضار فاستر خواسته بودم سندی بگذارد عبادت کردن و به این نتیجه رسیدم که هدف جلب توجه ماست. مشرکان بنابراین لنگر را در بیست و پنج فاتوم (جزیرهای دعا که از شمال به شمال غربی ¼ غربی امتداد دارد) انداختند، تقریباً در همزاد محلی که کاپیتان کوک لنگر انداخته بود، و قایقی به سمت علامت سفید فرستاده ابجد شد که در نزدیکی آن یک چوب پرچم دعانویس مشاهده شد که در پای آن یک قوطی حلبی حاوی پیشینه تاریخی نامهای از کاپیتان فاستر قرار داشت که به من اطلاع میداد که به دلیل بازداشت طولانیتر از اعمال صالح آنچه انتظار داشت، مجبور
شده است ترتیبات خود را تغییر دهد و از من خواسته بود که در خلیج سنت مارتین، نزدیک کیپ هورن، در حدود همین روز به ملاقاتش بروم. بنابراین، ما هیچ فرصتی را برای وزن کردن کشتی از دست دعانویس ندادیم، اما با این کار، لنگر را شکستیم. از اطراف دماغه سنت جان عبور کردیم و جادو سیاه با باد ملایمی به سرعت نماز خواندن به سمت غرب حرکت کردیم. دعانویس بانه ظهر روز کلیسا بعد، در هفتاد و پنج مایلی دماغه هورن، که از غرب به جنوب امتداد طلسم داشت، کوههای بلند انتهای جنوب شرقی تیرا دل فوئگو نمایان شدند که در میان
آنها کوه «کله قندی» قرار داشت.( g ) یک شیء قابل دعانویس مریوان سید و حاجی توجه بود.{198}با اندازهگیری زاویهای ارتفاع آن و فاصلهای که نمودار نشان جفت روحی مقدس میدهد، ارتفاع آن باید تقریباً حاجت گرفتن پنج هزار فوت و ارتفاع متوسط کوههای همسایهاش بالغ بر سه هزار فوت باشد. حالا یک تندباد جنوب غربی شروع شد و رسیدن ما به دماغه هورن را تا روز شانزدهم به تأخیر انداخت، زمانی که در متون کهن ورودی خلیج سنت فرشتگان مارتین لنگر انداختیم و کشتی چانتیکیلر را در داخل آن یافتیم. کمی بعد دعاگر قایقی از راه رسید و خبر خوشی مبنی بر سلامت همه سرنشینان
آن به ما رسید. ما تا روز بعد نتوانستیم وارد خلیج شویم و به دلیل شدت طوفانها که بارها مذهب ما جادوگر را مجبور میکرد به سرعت طنابهای مهار را شل کنیم، در این قدیس کار با مشکلات زیادی مواجه شدیم، وگرنه باید آنها را با خود میبردیم. کشتی ادونچر در هفده فاتوم، به طول تقریبی یک کابل، در نقطه سبز پست در ضلع جنوبی لنگر انداخته بود: و کشتی چانتیکلیر در ده فاتوم جادو سیاه نزدیک به بالای خلیج قرار داشت. قله دماغه هورن در یک خط با نقطه جنوبی ورودی قرار داشت، ما کاملاً دین به خشکی محصور بودیم
و کاملاً از هرگونه بادی در امان بودیم، به جز ویلیواها یا تندبادهای سهمگین دعانویس جوزم از سرزمینهای مرتفع که گاهی اوقات ناگهان به کشتی برخورد میکردند و آن را به پهلو میانداختند. اما از آنجایی که این بادها به همان اندازه دعانویس کوهبنان که ناگهانی بودند، مدت کوتاهی طول میکشیدند، بیشتر ناخوشایند بودند تا خطرناک. در طول اقامتمان در اینجا، بررسی جزئی از خلیج سنت حرز فرانسیس انجام دادم که از آن زمان توسط کاپیتان فیتز روی تکمیل شده است. خلیج سنت یواخیم، در جنوب خلیج سنت مارتین، نسبت به خلیج دوم نمایانتر است، اما عمق کمتری دارد. این خلیجها توسط
تودهای شیبدار و شیبدار دعانویس از تپههای سنگ سبز از یکدیگر جدا شدهاند که در بسیاری از قسمتها به نظر میرسد لایه لایه هستند و شیب آن به سمت غرب و با زاویه دعانویس ۴۰ درجه است. در آن نقطه فرود آمدم و از تپه توسل بالا رفتم، که انجام آن را دشوارتر از آنچه تصور میکردم یافتم، تمام سطح آن پوشیده از بوتههای راش کوتاه قد بود که مقدس آنقدر ضخیم علوم غریبه یا در هم تنیده شده بودند که مجبور شدم روی قلههای آنها راه بروم یا بخزم. در میان آنها گاهی اوقات زرشک و ورونیکا دیده میشد تعویذ
که دومی بسیار کوچک بود. روز طلسم دیگری، ستوان کندال از کیمیاگری کشتی چانتیکلیر مرا همراهی کرد.{199}به بندر ودل ماکسول، که آشکارا خلیج سنت برنارد دارکویستاد است.( ح ) بندر ماکسول بین جزیره جردان، جزیره زین و جزیره سوم قرار دارد و یک مثلث
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۱۶
- ۱۰ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر