خود را شستند و یک تیر شکسته را تعویض کردند. در جهت جنوب شرقی از این خلیج، به نظر میرسید کانال قابل توجهی به سمت جنوب شرقی منتهی میشود و در جنوب آن، صدای بلندی وجود داشت که صبح طلسم روز بعد به سمت آن حرکت میکردند. اما پس از حدود دو مایل پیشروی، سرزمین دماغه انتظار ناگهان به سمت شرق متمایل شد و یک قدیس کانال باریک و طولانی خود را نشان داد که به نظر میرسید با تنگه، در جنوب پورت سن آنتونیو، در ارتباط است. آنها دعا نویسی از طریق این کانال که مسیری بسیار فرشتگان مستقیم دارد
و به تدریج از پورت واترفال، جایی که دو مایل و نیم عرض دارد، شماره ملا تا پسیج کوو، جایی که به سختی سه چهارم مایل است، باریک میشود، پیش رفتند. و در آنجا لنگر انداختند. بین پورت واترفال و پسیج کوو، گروهی از بومیان دیده شدند؛ اما، از آنجایی که احتمالاً همانهایی بودند که در ایندین کوو ملاقات شده بودند، به تبریکات و دعوتهای آتشین آنها توجهی نشد. [47] کشتی هوپ وارد طلسم تنگه مقدس شد، به سمت شرق دهانهای حاجت گرفتن که در آن زمان تنگه مگدالن نامیده میشد؛ گذرگاه او{47}بنابراین باید از طریق کانال «سن گابریل» سارمینتو بوده باشد.
شب هنگام، هنگامی که بین دماغه فروارد و پورت ابجد سن آنتونیو، تندباد شدیدی از جنوب غربی، کشتی کوچک را به سرعت به سمت دعانویس گلباف دماغه سن ایسیدرو هدایت کرد، و صبح روز بعد، در حالی که از کوه تارن بالا میرفتیم، در موقعیتی بود که ما طلسم مشاهده کردیم. {۴۸} ابطال کردن جادو ارواح فصل چهارم گوزن دیده شد—هوپ توسل دوباره بادبان میکشد—خلیج ایگل—کانال گابریل—«ویلیواوز»—آبشار بندر—بومیها—ساحل آدمیرالتی—کانال گابریل—کانال مگدالن—هوپ به پورت فمین بازمیگردد—سن آنتونیو—خلیج لوماس—از دست دادن قایق—ناخدا و دو دریانورد غرق شدند. با توجه به گزارش آقای گریوز در مورد احضار پیدایش کانال به جنوب شرقی جزیره داوسون، تصمیم گرفتم
به محض آماده شدن کشتی هوپ به آنجا طلسم بروم، زیرا به کمی تغییر و تعمیر نیاز داشت. آقای تارن صبح خیلی زود، با اشتیاق برای شکار گوزنی در پوینت سنت آنا، به ساحل آمد، اما فقط توانست با یک شلیک بیفایده، گوزنی را شکار کند. در زمان دیگری، گروه ما چند گوزن را در دعانویس نزدیکی رودخانه دید؛ اما به جای اینکه با اطلاعات برگردند، با تفنگهایشان که فقط با گلولههای کوچک پر دعانویس شده بودند، شلیک کردند که فقط برای ترساندن آنها مفید بود. دعانویس از آنجایی که این حیوان برای ما جدید بود و ما شواهدی داشتیم
که نشان میداد اعمال صالح این حیوان برای علم نیز جدید است، مشتاق بودم که نمونهای از کیمیاگری آن را تهیه کنم، اما بعداً هرگز فرصتی پیش نیامد. در اینجا سارمینتو تنها گوزنی را دید که در دفتر خاطرات خود از آن یاد میکند. صبح روز شانزدهم که شیطان هوا مساعدتر کلیسا به نظر میرسید، به سمت هوپ حرکت کردم. ارتفاعات پوشیده از برفی دعا بود که شب قبل باریده بود، دماسنج به نقطه انجماد عبادت کردن رسیده بود و یخ زیادی تشکیل شده بود؛ اما ظاهر هوا ما را فریب داد: به محض اینکه کشتی را طلسم نویس ترک کردیم، متون کهن باران
شروع فرشتگان به باریدن کرد و همزاد وقتی دعانویس فاضل آباد به دماغه سن ایسیدرو رسیدیم، باد به تندباد تبدیل شده جادو سیاه بود که مرا مجبور کرد در ایگل بی لنگر بیندازم. پس از فرود، چادری برپا شد و آتشی سوزان برای خشک کردن لباسهایمان روشن حرز شد. هنگام عصر، باد شدیدی وزید.{۴۹}خشونت از جنوب پیشینه تاریخی غربی، و کشتی هوپ، که در لنگرگاه خود، جفت روحی در اثر تندبادها تکان میخورد، گهگاه به اجنه غیر مسلمان پهلو گرفته میشد تا لبهی عرشهاش زیر آب برود. روز روح بعد (۱۷ام)، اگرچه باران بند آمده بود، اما باد همچنان شدید بود. نزدیک غروب، باد شدیدی میوزید و
اوایل روز ۱۸ام، با شیاطین نسیم ملایمی از شرق شرقی، ایگل بی را ترک دعانویس بندر گز کردیم و از نزدیکی بندر سن آنتونیو عبور کردیم؛ اما سپس با آرامش و کولاک مواجه شدیم. ظهر، باد غربی وزیدن گرفت و ما در حالی که باد موافق بود جادو سیاه و جزر و مد به نفع ما بود، در کانال گابریل به راه خود ادامه دادیم. آبشار دعانویس گالیکش بندر، شب را در پناه ما گذراند. شکلگیری ظاهراً مصنوعی این کانال بسیار قابل توجه مقدس است. به نظر میرسد که قبلاً درهای بین دو برآمدگی رشتهکوه، در جهت چینهها (که نمونههای فراوانی از آن وجود
دارد، مانند دره در رشتهکوه لوماس، روبروی دماغه سن فرشتگان ایسیدرو، دره خلیج والدز، و یکی بلافاصله در دعا شمال خود کانال، علاوه بر بسیاری دیگر) بوده است، و در دورهای دور، دعا دریا راه خود را از میان آن باز کرده و ارتباطی
و به تدریج از پورت واترفال، جایی که دو مایل و نیم عرض دارد، شماره ملا تا پسیج کوو، جایی که به سختی سه چهارم مایل است، باریک میشود، پیش رفتند. و در آنجا لنگر انداختند. بین پورت واترفال و پسیج کوو، گروهی از بومیان دیده شدند؛ اما، از آنجایی که احتمالاً همانهایی بودند که در ایندین کوو ملاقات شده بودند، به تبریکات و دعوتهای آتشین آنها توجهی نشد. [47] کشتی هوپ وارد طلسم تنگه مقدس شد، به سمت شرق دهانهای حاجت گرفتن که در آن زمان تنگه مگدالن نامیده میشد؛ گذرگاه او{47}بنابراین باید از طریق کانال «سن گابریل» سارمینتو بوده باشد.
شب هنگام، هنگامی که بین دماغه فروارد و پورت ابجد سن آنتونیو، تندباد شدیدی از جنوب غربی، کشتی کوچک را به سرعت به سمت دعانویس گلباف دماغه سن ایسیدرو هدایت کرد، و صبح روز بعد، در حالی که از کوه تارن بالا میرفتیم، در موقعیتی بود که ما طلسم مشاهده کردیم. {۴۸} ابطال کردن جادو ارواح فصل چهارم گوزن دیده شد—هوپ توسل دوباره بادبان میکشد—خلیج ایگل—کانال گابریل—«ویلیواوز»—آبشار بندر—بومیها—ساحل آدمیرالتی—کانال گابریل—کانال مگدالن—هوپ به پورت فمین بازمیگردد—سن آنتونیو—خلیج لوماس—از دست دادن قایق—ناخدا و دو دریانورد غرق شدند. با توجه به گزارش آقای گریوز در مورد احضار پیدایش کانال به جنوب شرقی جزیره داوسون، تصمیم گرفتم
به محض آماده شدن کشتی هوپ به آنجا طلسم بروم، زیرا به کمی تغییر و تعمیر نیاز داشت. آقای تارن صبح خیلی زود، با اشتیاق برای شکار گوزنی در پوینت سنت آنا، به ساحل آمد، اما فقط توانست با یک شلیک بیفایده، گوزنی را شکار کند. در زمان دیگری، گروه ما چند گوزن را در دعانویس نزدیکی رودخانه دید؛ اما به جای اینکه با اطلاعات برگردند، با تفنگهایشان که فقط با گلولههای کوچک پر دعانویس شده بودند، شلیک کردند که فقط برای ترساندن آنها مفید بود. دعانویس از آنجایی که این حیوان برای ما جدید بود و ما شواهدی داشتیم
که نشان میداد اعمال صالح این حیوان برای علم نیز جدید است، مشتاق بودم که نمونهای از کیمیاگری آن را تهیه کنم، اما بعداً هرگز فرصتی پیش نیامد. در اینجا سارمینتو تنها گوزنی را دید که در دفتر خاطرات خود از آن یاد میکند. صبح روز شانزدهم که شیطان هوا مساعدتر کلیسا به نظر میرسید، به سمت هوپ حرکت کردم. ارتفاعات پوشیده از برفی دعا بود که شب قبل باریده بود، دماسنج به نقطه انجماد عبادت کردن رسیده بود و یخ زیادی تشکیل شده بود؛ اما ظاهر هوا ما را فریب داد: به محض اینکه کشتی را طلسم نویس ترک کردیم، متون کهن باران
شروع فرشتگان به باریدن کرد و همزاد وقتی دعانویس فاضل آباد به دماغه سن ایسیدرو رسیدیم، باد به تندباد تبدیل شده جادو سیاه بود که مرا مجبور کرد در ایگل بی لنگر بیندازم. پس از فرود، چادری برپا شد و آتشی سوزان برای خشک کردن لباسهایمان روشن حرز شد. هنگام عصر، باد شدیدی وزید.{۴۹}خشونت از جنوب پیشینه تاریخی غربی، و کشتی هوپ، که در لنگرگاه خود، جفت روحی در اثر تندبادها تکان میخورد، گهگاه به اجنه غیر مسلمان پهلو گرفته میشد تا لبهی عرشهاش زیر آب برود. روز روح بعد (۱۷ام)، اگرچه باران بند آمده بود، اما باد همچنان شدید بود. نزدیک غروب، باد شدیدی میوزید و
اوایل روز ۱۸ام، با شیاطین نسیم ملایمی از شرق شرقی، ایگل بی را ترک دعانویس بندر گز کردیم و از نزدیکی بندر سن آنتونیو عبور کردیم؛ اما سپس با آرامش و کولاک مواجه شدیم. ظهر، باد غربی وزیدن گرفت و ما در حالی که باد موافق بود جادو سیاه و جزر و مد به نفع ما بود، در کانال گابریل به راه خود ادامه دادیم. آبشار دعانویس گالیکش بندر، شب را در پناه ما گذراند. شکلگیری ظاهراً مصنوعی این کانال بسیار قابل توجه مقدس است. به نظر میرسد که قبلاً درهای بین دو برآمدگی رشتهکوه، در جهت چینهها (که نمونههای فراوانی از آن وجود
دارد، مانند دره در رشتهکوه لوماس، روبروی دماغه سن فرشتگان ایسیدرو، دره خلیج والدز، و یکی بلافاصله در دعا شمال خود کانال، علاوه بر بسیاری دیگر) بوده است، و در دورهای دور، دعا دریا راه خود را از میان آن باز کرده و ارتباطی
- سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ ۲۳:۴۴
- ۱۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر