چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۰۴ ۶ بازديد
جدید است. این منطقه که به استرند نزدیک است - و بهترین دعانویس شهر در فاصلهی کمی از آن قرار دارد - جذابیتی خارقالعاده از سبک قدیمی دارد. متأسفانه «بازار» پرجنبوجوش به سرعت در دعا حال جذب کل منطقه است. دو طرف کامل زمین برای یافتن جایی برای چرخ دستیها و سبزیجات، جارو شدهاند. به نظر میرسد صاحبخانهی محترم زمین از این نظر سیریناپذیر است؛ هرچند باید گفت که مقاومت در برابر پیشقدمیهای فوری دلالان، اگر نگوییم طلسم غیرممکن، دشوار است. گفته میشود که یک فضای دعانویس ماکو کوچک یا یک گوشهی دید، در طول بیست و چهار ساعت سه بار به مستاجران متوالی اجاره داده میشود.
دادگاه قدیمی خیابان بو و ساختمانهای کنار آن، به داخل کشیده شده و بلعیده شدهاند. تالار گل، که قبلاً یک اتاق کنسرت بود، اکنون به یک بازار تبدیل شده است. اجارهی تئاتر دروری لین، که در همان طلسم نویس نزدیکی است، تا چند سال دیگر به پایان میرسد و شایعه شده است که تسلیم بازار بیرحم خواهد شد. همانطور که گفتم، این چیزی جز فشار شرایط نیست. «حقایق سرسخت هستند»، اما نیروی تجارت مقاومتناپذیر است. ما اغلب از تخریب خانههای قدیمی با سنتها سوگواری میکنیم، و نویسندهی حاضر نیز اغلب به چنین مرثیههایی پیوسته است. اما آزمون اینجاست. کسی با درآمد متوسط، همانطور که اکثر افراد دارند، مالک یک بنای تاریخی مقدس و دعانویس شاهین دژ عتیقه است - مثلاً خانهی فیرفکس در بریکستون، که در ...
قرار دارد.{55}«محوطههای آن». در حال حاضر درخواستی برای این منطقه ارائه شده است؛ سازندهی سوداگر در حال نزدیک شدن است و به زودی مبلغ سنگین و قابل توجهی که میتواند حق بیمهی سالیانه را برای کل بنا به همراه داشته باشد، پیشنهاد میشود. مالکِ خوشذوق نمیتواند مقاومت کند، زیرا به طور منطقی استدلال خواهد کرد که اگر پیشنهاد را رد کند، مبلغی معادل حق بیمهی سالیانهای که برای لذت حفظ بنای قدیمی خود رد میکند، پرداخت خواهد کرد. با وجود این روند تخریب بیوقفه، چیزهای زیادی جادو و طلسمات برای جلب توجه باقی مانده است و حال و هوای قدیمی این مکان همچنان پابرجاست: همانطور که آقای هیر اشاره میکند، حتی نام دعانویس نقده خیابانهای اطراف آن، که اغلب با بیدقتی و به طور خودمانی تلفظ میشوند، اهمیت و معنای خاصی دارند.
در واقع، مسافر لندنی یا طلسم مرد متفکر، چه در حال قدم زدن باشد و چه بیتفاوت از «تختهی چاقو»ی خود در حالی که نگران حرکت راکد وسیله نقلیهاش است، نگاه کند، میتواند با گمانهزنی در مورد نام خیابانهایی که از آنها عبور میکند، خود را سرگرم بهترین دعانویس شهر کند. کل زندگی این شهر بزرگ را میتوان با کمک نام خیابانهای آن ردیابی کرد. طلسم بنابراین، خیابان فلیت و هولبورن به نام دو رودخانهای که از این معابر عبور میکردند، فلیت و بورن، نامیده شدند. فلیت همچنین جادو و طلسمات طلسم نویس نام خود را به زندان شوم خود داد. نامگذاری مدرن خیابانها بیشتر رسمی و مصنوعی است و ویژگی طبیعی خودجوش نامهای قدیمیتر را که به عنوان مصلحت دعانویس پیرانشهر توسط ساکنان محل داده میشد، ندارد.
منشأ پیکدیلی آشنا به شدت مورد بحث بوده است. و یک نظریه قابل قبول ارائه شده است - اینکه شخصی به نام هیگینز، یک خرازی، نوعی یقه میخدار اختراع کرده بود که یادآور «پیکادیل» یا نیزه بود و از این طریق دعانویس هادیشهر ثروتی به دست آورد که آن را در خانههایی در امتداد این شاهراه معروف - که در آن طلسم نویس زمان یک کوچه دعا روستایی بود طلسم نویس - سرمایهگذاری کرد. محله آدلفی توسط «برادران» آدام، معماران، به این نام نامگذاری شد؛ لندن همچنین تراس آدلفی، میدان پورتلند، میدان فیتزروی، میدان استراتفورد، میدان فینزبوری و سایر ساختمانها را مدیون آنهاست. همانطور که دیدیم، خیابانهای جان، رابرت و آدام نامهای خود را به یاد میآورند.
در نزدیکی آنها خیابانهای طلسم جورج، ویلیرز، دوک و باکینگهام را میبینیم که نشان میدهد همه اینها متعلق به چارلز دوم بوده است. در طرف دیگر استرند، خیابانهای جادو و طلسمات چارلز، هنریتا و یورک قرار دارند. و بعید است که هرگز به ذهن باغبان بازار یا حتی ناشران باهوشی که در آنجا رونق دارند خطور کند که اینها نامهای چارلز اول نگونبخت، ملکه و برادرش هستند. تعداد زیادی از خیابانها نام خود را از مالکان ارضی گرفتهاند - مانند بدفورد، آکسفورد، اسکس، آروندل و دیگران. بخشی از تاریخ خانواده توسط خیابانهای کوچک مختلفی که به استرند متصل هستند، نشان داده شده است.
بنابراین، یکی از اعضای خانواده بدفورد با کاترین، وارث بریجز، لرد چاندوس، ازدواج کرد و بعداً، لرد تاویستاک با دختر لرد ساوتهمپتون ازدواج کرد.
دادگاه قدیمی خیابان بو و ساختمانهای کنار آن، به داخل کشیده شده و بلعیده شدهاند. تالار گل، که قبلاً یک اتاق کنسرت بود، اکنون به یک بازار تبدیل شده است. اجارهی تئاتر دروری لین، که در همان طلسم نویس نزدیکی است، تا چند سال دیگر به پایان میرسد و شایعه شده است که تسلیم بازار بیرحم خواهد شد. همانطور که گفتم، این چیزی جز فشار شرایط نیست. «حقایق سرسخت هستند»، اما نیروی تجارت مقاومتناپذیر است. ما اغلب از تخریب خانههای قدیمی با سنتها سوگواری میکنیم، و نویسندهی حاضر نیز اغلب به چنین مرثیههایی پیوسته است. اما آزمون اینجاست. کسی با درآمد متوسط، همانطور که اکثر افراد دارند، مالک یک بنای تاریخی مقدس و دعانویس شاهین دژ عتیقه است - مثلاً خانهی فیرفکس در بریکستون، که در ...
قرار دارد.{55}«محوطههای آن». در حال حاضر درخواستی برای این منطقه ارائه شده است؛ سازندهی سوداگر در حال نزدیک شدن است و به زودی مبلغ سنگین و قابل توجهی که میتواند حق بیمهی سالیانه را برای کل بنا به همراه داشته باشد، پیشنهاد میشود. مالکِ خوشذوق نمیتواند مقاومت کند، زیرا به طور منطقی استدلال خواهد کرد که اگر پیشنهاد را رد کند، مبلغی معادل حق بیمهی سالیانهای که برای لذت حفظ بنای قدیمی خود رد میکند، پرداخت خواهد کرد. با وجود این روند تخریب بیوقفه، چیزهای زیادی جادو و طلسمات برای جلب توجه باقی مانده است و حال و هوای قدیمی این مکان همچنان پابرجاست: همانطور که آقای هیر اشاره میکند، حتی نام دعانویس نقده خیابانهای اطراف آن، که اغلب با بیدقتی و به طور خودمانی تلفظ میشوند، اهمیت و معنای خاصی دارند.
در واقع، مسافر لندنی یا طلسم مرد متفکر، چه در حال قدم زدن باشد و چه بیتفاوت از «تختهی چاقو»ی خود در حالی که نگران حرکت راکد وسیله نقلیهاش است، نگاه کند، میتواند با گمانهزنی در مورد نام خیابانهایی که از آنها عبور میکند، خود را سرگرم بهترین دعانویس شهر کند. کل زندگی این شهر بزرگ را میتوان با کمک نام خیابانهای آن ردیابی کرد. طلسم بنابراین، خیابان فلیت و هولبورن به نام دو رودخانهای که از این معابر عبور میکردند، فلیت و بورن، نامیده شدند. فلیت همچنین جادو و طلسمات طلسم نویس نام خود را به زندان شوم خود داد. نامگذاری مدرن خیابانها بیشتر رسمی و مصنوعی است و ویژگی طبیعی خودجوش نامهای قدیمیتر را که به عنوان مصلحت دعانویس پیرانشهر توسط ساکنان محل داده میشد، ندارد.
منشأ پیکدیلی آشنا به شدت مورد بحث بوده است. و یک نظریه قابل قبول ارائه شده است - اینکه شخصی به نام هیگینز، یک خرازی، نوعی یقه میخدار اختراع کرده بود که یادآور «پیکادیل» یا نیزه بود و از این طریق دعانویس هادیشهر ثروتی به دست آورد که آن را در خانههایی در امتداد این شاهراه معروف - که در آن طلسم نویس زمان یک کوچه دعا روستایی بود طلسم نویس - سرمایهگذاری کرد. محله آدلفی توسط «برادران» آدام، معماران، به این نام نامگذاری شد؛ لندن همچنین تراس آدلفی، میدان پورتلند، میدان فیتزروی، میدان استراتفورد، میدان فینزبوری و سایر ساختمانها را مدیون آنهاست. همانطور که دیدیم، خیابانهای جان، رابرت و آدام نامهای خود را به یاد میآورند.
در نزدیکی آنها خیابانهای طلسم جورج، ویلیرز، دوک و باکینگهام را میبینیم که نشان میدهد همه اینها متعلق به چارلز دوم بوده است. در طرف دیگر استرند، خیابانهای جادو و طلسمات چارلز، هنریتا و یورک قرار دارند. و بعید است که هرگز به ذهن باغبان بازار یا حتی ناشران باهوشی که در آنجا رونق دارند خطور کند که اینها نامهای چارلز اول نگونبخت، ملکه و برادرش هستند. تعداد زیادی از خیابانها نام خود را از مالکان ارضی گرفتهاند - مانند بدفورد، آکسفورد، اسکس، آروندل و دیگران. بخشی از تاریخ خانواده توسط خیابانهای کوچک مختلفی که به استرند متصل هستند، نشان داده شده است.
بنابراین، یکی از اعضای خانواده بدفورد با کاترین، وارث بریجز، لرد چاندوس، ازدواج کرد و بعداً، لرد تاویستاک با دختر لرد ساوتهمپتون ازدواج کرد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر