چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۰۹:۲۳ ۸ بازديد
را به ترتیب و با «آراستن لوح با بازوهایشان» فهرست میکند. بیوه دیگری بر روی یک «مس» کهنه و فرسوده، شایستگیهای یکی از همسرانش، کول، آخرین شریک زندگیاش، را به تفصیل شرح میدهد؛ که گزیدهای از آن چنین است: در پارلمان، یک بورگس کول قرار داده شد در وستمینستر، سالهای زیادی همینطور بود؛ اما اکنون، با حضور مقدسین آسمانی، روح او مورد لطف قرار گرفته است، و در محلهی بورگس با اشراف بهشتی زندگی میکند. همچنین در اینجا سنگ قبر معروف پوپ برای خانم کوربت دیده میشود،{6} که دعانویس فاروج بالاترین بهترین دعانویس شهر ستایش دکتر جانسون را برانگیخت، هرچند او ایراد میگیرد که نام او در خود سطور ذکر نشده است.
نقل طلسم قول از آن خالی از لطف نیست: اینجا زنی آرمیده است، نیکویی بیریا، برخوردار از خردِ روشن و حسِ هوشیار؛ او جز حس خودش، هیچ فتحی را آرزو نداشت، هیچ هنری نوشته نشده، اما مورد تحسین قرار نگرفته است. دکتر با طنزی تلخ در مورد این بیت میگوید: «یک بار شنیدم خانمی بسیار زیبا و خوشقیافه اعتراض کرد که این شعر شامل مدیحهای غیرطبیعی و باورنکردنی است - قضاوت در این مورد را به خانمها بسپارید.» شور و غرور برای روحش ناشناخته بود، با این باور که فضیلت تنها از آنِ ماست: ذهنی چنان دعانویس آشخانه بیتأثیر و چنان آرام، خیلی محکم، در عین حال طلسم نرم، خیلی قوی، در عین حال بسیار اصلاح شده.
بهشت همچون نابترین طلایش، با شکنجهها آزموده شده، قدیس آن را تحمل کرد، اما زن مُرد. این جمله برای یک پسر اهل وستمینستر، از نوع عجیب و غریبی است: ریچارد نات، ۱۱ ساله. والتر توماس، همکلاسیاش، سنگ قبر او را نوشت. عزیز پدر و مادرش اینجا خوابیده است، جوانی که به خاطر تقوایش مورد تحسین قرار گرفته، یازده سالش بود، اما بیشتر میدانست از خدا بیش از بسیاری از شصت. بنای یادبود دیگر، بنای یادبود خانم بارنت است که در سال ۱۶۷۴ درگذشت دعا و سالانه ۴۰ پوند برای بیوههای طلسم نویس فقیر دعانویس اسفراین به جا گذاشت. یک پودینگ بزرگ جو دوسر در «ضیافت» به یادبود اینکه این «بانوی شایسته» کیک جو دوسر را در درب کلیسا میفروخت، داده میشود یا میشود.
اسکلتون، شاعر، در اینجا دفن طلسم شده است: همچنین توماس چرچیارد، هولار، حکاک معروف، و سرهنگ بلاد از یادگارهای سلطنتی. در اینجا میتوان مدخل ازدواج میلتون با خانم کاترین وودکاک و ازدواج ادموند والر با آن بنکس را خواند. همچنین غسل تعمید توماس طلسم بترتون، بازیگر، در سال ۱۶۳۵ ثبت شده است. فرزندان تیتوس اوتس، جفریز و اسقف برنت در اینجا غسل دعانویس بردسکن تعمید داده طلسم نویس شدند. اینها پیوندهای جالبی هستند. اما شکوه کل اثر، پنجرهی شگفتانگیز بالای میز عشای ربانی است، با عمق آبی ملایمش، که برای چشم لذتبخش است و آن را با رنگها اشباع میکند. این، گویی، تمام اجراهای مدرن نزدیک به آن را بیارزش میکند.
آقای جادو و طلسمات وینستون، متخصص بزرگ شیشههای نقاشیشده، آن را «زیباترین اثر از این نظر، از نظر رنگآمیزی هماهنگ» میداند، که با آن آشنا بود. موضوع، مصلوب شدن مسیح است. این اثر به پنج بخش تقسیم شده است که سه بخش آن با تصاویر منجی ما و دو دزد پر شده است. در زیر بهترین دعانویس شهر آنها زنان مقدس، جمعیتی از سربازان رومی و غیره دعانویس خواف قرار دارند. بالای سر دزد خوب، فرشتهای کوچک دیده میشود که روح او را به بهشت میبرد، در حالی که یک دیو کوچک، روح بهترین دعانویس شهر بیتاب خود را بر پشت خود دارد.{7}در یک طرف، تصویر پادشاه جوان در حال طلسم نویس دعا، با تاج و شنل، در جادو و طلسمات حالی که سنت جورج مسلح بالای سر اوست، قرار دارد؛ در طرف دیگر، بانویی زانو زده که او نیز بر
فراز سنت کاترین زانو زده است. این جادو و طلسمات پنجره مسیر کاملاً عجیبی از ماجراجوییها را طی کرده است. طبق یک روایت، این پنجره هدیهای از دعا طرف ژنرال هلندی به پادشاه هنری هفتم بود و برای کلیسای زیبای او در نظر گرفته شده بود. روایت دیگری میگوید که این پنجره هدیهای از طرف طلسم نویس پادشاه و ملکه اسپانیا، فردیناند و ایزابلا، بوده است. ساخت آن پنج سال طول کشید و تا آن زمان پادشاه هنری هشتم موفق شده بود. چه دیدگاههای مذهبی او کاملاً تغییر کرده باشد و چه دلایل دیگری داشته باشد، پنجره نصب نشد و او آن را به صومعه والتهام هدیه داد.
نقل طلسم قول از آن خالی از لطف نیست: اینجا زنی آرمیده است، نیکویی بیریا، برخوردار از خردِ روشن و حسِ هوشیار؛ او جز حس خودش، هیچ فتحی را آرزو نداشت، هیچ هنری نوشته نشده، اما مورد تحسین قرار نگرفته است. دکتر با طنزی تلخ در مورد این بیت میگوید: «یک بار شنیدم خانمی بسیار زیبا و خوشقیافه اعتراض کرد که این شعر شامل مدیحهای غیرطبیعی و باورنکردنی است - قضاوت در این مورد را به خانمها بسپارید.» شور و غرور برای روحش ناشناخته بود، با این باور که فضیلت تنها از آنِ ماست: ذهنی چنان دعانویس آشخانه بیتأثیر و چنان آرام، خیلی محکم، در عین حال طلسم نرم، خیلی قوی، در عین حال بسیار اصلاح شده.
بهشت همچون نابترین طلایش، با شکنجهها آزموده شده، قدیس آن را تحمل کرد، اما زن مُرد. این جمله برای یک پسر اهل وستمینستر، از نوع عجیب و غریبی است: ریچارد نات، ۱۱ ساله. والتر توماس، همکلاسیاش، سنگ قبر او را نوشت. عزیز پدر و مادرش اینجا خوابیده است، جوانی که به خاطر تقوایش مورد تحسین قرار گرفته، یازده سالش بود، اما بیشتر میدانست از خدا بیش از بسیاری از شصت. بنای یادبود دیگر، بنای یادبود خانم بارنت است که در سال ۱۶۷۴ درگذشت دعا و سالانه ۴۰ پوند برای بیوههای طلسم نویس فقیر دعانویس اسفراین به جا گذاشت. یک پودینگ بزرگ جو دوسر در «ضیافت» به یادبود اینکه این «بانوی شایسته» کیک جو دوسر را در درب کلیسا میفروخت، داده میشود یا میشود.
اسکلتون، شاعر، در اینجا دفن طلسم شده است: همچنین توماس چرچیارد، هولار، حکاک معروف، و سرهنگ بلاد از یادگارهای سلطنتی. در اینجا میتوان مدخل ازدواج میلتون با خانم کاترین وودکاک و ازدواج ادموند والر با آن بنکس را خواند. همچنین غسل تعمید توماس طلسم بترتون، بازیگر، در سال ۱۶۳۵ ثبت شده است. فرزندان تیتوس اوتس، جفریز و اسقف برنت در اینجا غسل دعانویس بردسکن تعمید داده طلسم نویس شدند. اینها پیوندهای جالبی هستند. اما شکوه کل اثر، پنجرهی شگفتانگیز بالای میز عشای ربانی است، با عمق آبی ملایمش، که برای چشم لذتبخش است و آن را با رنگها اشباع میکند. این، گویی، تمام اجراهای مدرن نزدیک به آن را بیارزش میکند.
آقای جادو و طلسمات وینستون، متخصص بزرگ شیشههای نقاشیشده، آن را «زیباترین اثر از این نظر، از نظر رنگآمیزی هماهنگ» میداند، که با آن آشنا بود. موضوع، مصلوب شدن مسیح است. این اثر به پنج بخش تقسیم شده است که سه بخش آن با تصاویر منجی ما و دو دزد پر شده است. در زیر بهترین دعانویس شهر آنها زنان مقدس، جمعیتی از سربازان رومی و غیره دعانویس خواف قرار دارند. بالای سر دزد خوب، فرشتهای کوچک دیده میشود که روح او را به بهشت میبرد، در حالی که یک دیو کوچک، روح بهترین دعانویس شهر بیتاب خود را بر پشت خود دارد.{7}در یک طرف، تصویر پادشاه جوان در حال طلسم نویس دعا، با تاج و شنل، در جادو و طلسمات حالی که سنت جورج مسلح بالای سر اوست، قرار دارد؛ در طرف دیگر، بانویی زانو زده که او نیز بر
فراز سنت کاترین زانو زده است. این جادو و طلسمات پنجره مسیر کاملاً عجیبی از ماجراجوییها را طی کرده است. طبق یک روایت، این پنجره هدیهای از دعا طرف ژنرال هلندی به پادشاه هنری هفتم بود و برای کلیسای زیبای او در نظر گرفته شده بود. روایت دیگری میگوید که این پنجره هدیهای از طرف طلسم نویس پادشاه و ملکه اسپانیا، فردیناند و ایزابلا، بوده است. ساخت آن پنج سال طول کشید و تا آن زمان پادشاه هنری هشتم موفق شده بود. چه دیدگاههای مذهبی او کاملاً تغییر کرده باشد و چه دلایل دیگری داشته باشد، پنجره نصب نشد و او آن را به صومعه والتهام هدیه داد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر