سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ ۱۵:۲۶ ۵ بازديد
از آنِ آن دسته از ملحدانی باد که، تحت چنین فشاری، با این حال با موفقیت و بیوقفه برای انجام کار نیک و نه شر در تمام روزهای خود مبارزه میکنند، و شجاعانه و آرام میمیرند، چنگ خود را از زندگی و شادی و عشق رها میکنند، طلسم و بدون ناله در زیر آبهایی که قرار است آنها را بپوشانند، غرق میشوند.[صفحه ۲۳]آنها را برای همیشه. چیزی در شجاعت پرومتهای و خودکفا چنین مردی وجود دارد که تحسین ما را برمیانگیزد؛ و میتوانیم به خوبی تصور کنیم که او با دلسوزی بینهایت به همنوعان رنجکشیدهاش، مانند برادران و خواهران یتیم و محرومش، نگاه میکند و آنها را مانند بهترین دعانویس شهر خودش محکوم طلسم نویس به فنا میداند، در حالی دعانویس رامشیر که تمام آرزوها و تواناییهایشان ناامید و برآورده نشده است.
وقف چنین مردی به کارهای خیرخواهانه عملی و تسکین رنجی که او را احاطه کرده است، جایی که معمولاً قویترین استدلالهای خود را برای عقیده طلسم نویس متروک خود از آن میگیرد، به نظر میرسد مناسبترین، اگر نگوییم تنها کار مناسب باشد؛ و وقتی میبینیم که او مشغول این کار است (همانطور که در مواردی میتوانم به راحتی نام ببرم)، تمام قلب ما فضیلت او را کاملاً زیبا و بیغرض تشخیص میدهد. اما از آنجا که فضیلت یک خداناباور، وقتی که با فضیلت است، بیعیب و نقص است، آیا دلیل موجهی وجود دارد دعانویس باغ ملک که بگوییم از فضیلت یک خداباور خالصتر است ؟ وظیفه او، همانطور که به راحتی پذیرفتهام، سختتر از این دو است.
آنقدر سخت است که به نظر میرسد جدیترین دلایل برای ترس از این وجود دارد که اگر چند روح والا بهترین دعانویس شهر آن را انجام دهند، انبوه مردان آزموده و وسوسهشده که حتی با دو بال ایمان و امید به سختی میتوانند خود را از خودخواهیشان بلند کنند، وقتی آن بالها شکسته شوند، در باتلاق رذیلت فرو خواهند رفت. اما، از آنجا که[صفحه ۲۴]آیا وظیفهی یک آتئیست بهترین دعانویس شهر دشوارتر است، آیا در نتیجه بهتر انجام میشود؟ آیا موسیقیای که او از آن سیمِ نیکوکاری مینوازد، شیرینتر از دعانویس شیبان آکوردِ کاملِ همهی عواطف مذهبی و اجتماعی با هم جادو و طلسمات است؟ بیایید به نقاط اختلاف بین دو عقیده که در بالا ذکر شد برگردیم.
آیا انسان لزوماً در انجام اراده موجودی که دوستش دارد دعا و به او امید دارد، با خدمت به او و شبیه شدن به او، منفعت شخصی دارد ؟ البته، اگر او به دنبال پاداش - برای سلامتی، ثروت، خوشبختی طلسم در زمین یا جلال طلسم آسمانی - برای هر پاداش اتفاقی خارج از واقعیت بهتر و نزدیکتر شدن به خدا باشد، در واقع، خدمت او منفعت شخصی است. او مزدوری در سپاه شهیدان است. در اخلاق سختگیرانه، رفتار او، هر چقدر هم که دقیقاً بهترین دعانویس شهر قانونی باشد، فضیلتمندانه نیست. زیرا فضیلت فقط میتواند دعانویس شادگان کاملاً بدون نگاه جانبی به سود احتمالی، حال یا آینده باشد.
من فرض میکنم وقتی ندانمگرایان به برتری بیطرفی فضیلتی طلسم نویس که خود نسبت به فضیلت مردان مذهبی القا میکنند، میبالند، دین را به عنوان این نوع سیستم کار و دستمزد - وظیفه سخت در پایین، افتخار والا در بالا - میبینند جادو و طلسمات (و نمیتوانند خود بهترین دعانویس شهر را از عادت اولیه تفکر رها کنند). شاید پیچیدگی اضافی برخی از آموزههای مدرسی در مورد عدالت انتسابی را نیز به آن جادو و طلسمات اضافه کنند. اما وقت آن رسیده است که این سردرگمی باید برطرف شود.[صفحه ۲۵]بس کن. عشق دعانویس هندیجان به نیکی که در خدا تجسم یافته، احساسی بیطرفانهتر، هرچند طبیعتاً پرشورتر، از عشق به نیکی به صورت انتزاعی نیست.
خداباور، در تلاش خود برای اطاعت از ارادهی موجودی که دوستش دارد با اعمال نیک، به سادگی یک خداناباور عمل میکند که عاشق عمل نیک است و فکر میکند هیچ موجودی بالاتر دعا از خودش در مقیاس هستی، تفاوتی بین خیر و شر قائل نیست. در واقع، خداباور به عشق خود به نیکی، عشق به نیکی که در خدا تجسم یافته را نیز اضافه میکند ، خدایی که خواهان انجام اعمال نیک است، [3] و احتمالاً همچنین امیدی دارد که با انجام کار نیک در حال حاضر، قدرت انجام آن را بارها و بارها برای همیشه به او داده شود؛ اما این همان دایرهی افسونشدهی نیکی کردن به خاطر نیکی است که او هرگز از آن به انگیزهای مانند نیکی کردن به خاطر افتخار، رفاه یا سعادت آسمانی در یک
وقف چنین مردی به کارهای خیرخواهانه عملی و تسکین رنجی که او را احاطه کرده است، جایی که معمولاً قویترین استدلالهای خود را برای عقیده طلسم نویس متروک خود از آن میگیرد، به نظر میرسد مناسبترین، اگر نگوییم تنها کار مناسب باشد؛ و وقتی میبینیم که او مشغول این کار است (همانطور که در مواردی میتوانم به راحتی نام ببرم)، تمام قلب ما فضیلت او را کاملاً زیبا و بیغرض تشخیص میدهد. اما از آنجا که فضیلت یک خداناباور، وقتی که با فضیلت است، بیعیب و نقص است، آیا دلیل موجهی وجود دارد دعانویس باغ ملک که بگوییم از فضیلت یک خداباور خالصتر است ؟ وظیفه او، همانطور که به راحتی پذیرفتهام، سختتر از این دو است.
آنقدر سخت است که به نظر میرسد جدیترین دلایل برای ترس از این وجود دارد که اگر چند روح والا بهترین دعانویس شهر آن را انجام دهند، انبوه مردان آزموده و وسوسهشده که حتی با دو بال ایمان و امید به سختی میتوانند خود را از خودخواهیشان بلند کنند، وقتی آن بالها شکسته شوند، در باتلاق رذیلت فرو خواهند رفت. اما، از آنجا که[صفحه ۲۴]آیا وظیفهی یک آتئیست بهترین دعانویس شهر دشوارتر است، آیا در نتیجه بهتر انجام میشود؟ آیا موسیقیای که او از آن سیمِ نیکوکاری مینوازد، شیرینتر از دعانویس شیبان آکوردِ کاملِ همهی عواطف مذهبی و اجتماعی با هم جادو و طلسمات است؟ بیایید به نقاط اختلاف بین دو عقیده که در بالا ذکر شد برگردیم.
آیا انسان لزوماً در انجام اراده موجودی که دوستش دارد دعا و به او امید دارد، با خدمت به او و شبیه شدن به او، منفعت شخصی دارد ؟ البته، اگر او به دنبال پاداش - برای سلامتی، ثروت، خوشبختی طلسم در زمین یا جلال طلسم آسمانی - برای هر پاداش اتفاقی خارج از واقعیت بهتر و نزدیکتر شدن به خدا باشد، در واقع، خدمت او منفعت شخصی است. او مزدوری در سپاه شهیدان است. در اخلاق سختگیرانه، رفتار او، هر چقدر هم که دقیقاً بهترین دعانویس شهر قانونی باشد، فضیلتمندانه نیست. زیرا فضیلت فقط میتواند دعانویس شادگان کاملاً بدون نگاه جانبی به سود احتمالی، حال یا آینده باشد.
من فرض میکنم وقتی ندانمگرایان به برتری بیطرفی فضیلتی طلسم نویس که خود نسبت به فضیلت مردان مذهبی القا میکنند، میبالند، دین را به عنوان این نوع سیستم کار و دستمزد - وظیفه سخت در پایین، افتخار والا در بالا - میبینند جادو و طلسمات (و نمیتوانند خود بهترین دعانویس شهر را از عادت اولیه تفکر رها کنند). شاید پیچیدگی اضافی برخی از آموزههای مدرسی در مورد عدالت انتسابی را نیز به آن جادو و طلسمات اضافه کنند. اما وقت آن رسیده است که این سردرگمی باید برطرف شود.[صفحه ۲۵]بس کن. عشق دعانویس هندیجان به نیکی که در خدا تجسم یافته، احساسی بیطرفانهتر، هرچند طبیعتاً پرشورتر، از عشق به نیکی به صورت انتزاعی نیست.
خداباور، در تلاش خود برای اطاعت از ارادهی موجودی که دوستش دارد با اعمال نیک، به سادگی یک خداناباور عمل میکند که عاشق عمل نیک است و فکر میکند هیچ موجودی بالاتر دعا از خودش در مقیاس هستی، تفاوتی بین خیر و شر قائل نیست. در واقع، خداباور به عشق خود به نیکی، عشق به نیکی که در خدا تجسم یافته را نیز اضافه میکند ، خدایی که خواهان انجام اعمال نیک است، [3] و احتمالاً همچنین امیدی دارد که با انجام کار نیک در حال حاضر، قدرت انجام آن را بارها و بارها برای همیشه به او داده شود؛ اما این همان دایرهی افسونشدهی نیکی کردن به خاطر نیکی است که او هرگز از آن به انگیزهای مانند نیکی کردن به خاطر افتخار، رفاه یا سعادت آسمانی در یک
- ۰ ۰
- ۰ نظر