یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۷:۱۹ ۹ بازديد
ما در مورد طغیان بزرگ دریا، تقریباً در همان زمان، در فلاندرز میخوانیم ؛ و دعا چنین چیزی از ساکنان سیلزدهدرخواست برای سکونتگاههای جدید در هیچ کجای دنیا با احتمال موفقیت بیشتری نسبت به انگلستان نمیتوانست مطرح شود . ماتیلدا ، طلسم ملکه ویلیام فاتح ، دختر بالدوین ، ارل فلاندر، هموطن آنها بود . به درخواست او، ویلیام دو وارن دعا ، دامادش، به راحتی به گروهی از آن مهاجران بداقبال، در یکی از عمارتهای متعدد خود، محل سکونتی میداد؛ و از آنجایی که آنها ساکنان بخش دریایی فلاندر بودند دعانویس ساری و عمدتاً از طریق ماهیگیری زندگی میکردند، برایتلمستون مطلوبترین موقعیت برای آنها در قلمرو آن نجیبزاده بود.
« فلامینگها که بدین ترتیب در برایتلمستون ساکن شدند ، بنا به عادت و موقعیت، توجه اصلی خود را به شیلات کانال معطوف کردند. آنها علاوه بر به دست آوردن مقدار زیادی ماهی تازه از بهترین نوع و کیفیت برای خود و همسایگان داخلی خود، هر فصل تعداد زیادی شاهماهی صید میکردند و آنها را به چندین بخش از قاره صادر میکردند، جایی که پرهیز از روزه، شبزندهداری و سایر روزهای کمباران، بازار ثابتی را برای آنها تضمین میکرد. ساکنان شهر که اکنون به دو دسته زمیندار و دریانورد طبقهبندی میشدند ، به دعانویس بابل ترتیب از مزایای بهترین دعانویس شهر وضعیت خود بهرهمند میشدند.
دسته اول که خانههایشان صخره و بخشی از شیب ملایم پشت آن را پوشانده بود، سلامت و شایستگی خود را از خاک حاصلخیز به دست میآوردند. دسته دوم که در دو خیابان زیر صخره ساکن بودند ، منبع فراوانی برای امرار معاش و سود جادو و طلسمات در آغوش دریا یافتند.» با گذشت زمان، دریانوردان و خانوادههایشان تا جایی افزایش یافته بودند که بیش از دو سوم جمعیت شهر را تشکیل میدادند و سهم متناسبی از مناصب و مقررات داخلی کلیسا را داشتند. مردم برایتلمستون، مانند تمام ساحل، در معرض دعانویس بروجرد تهاجم و انتقام حملات انگلیسیها به فرانسه بودند و کشتیها و قایقهای آنها گهگاه به غنیمت گرفته میشد و ماهیگیری آنها متوقف میشد.
در سال ۱۳۷۷، فرانسویها به ساحل جنوبی حمله کردند، جزیره وایت را غارت کردند و رای، پورتسموث، دارتموث، پلیموث و هستینگز را به آتش جادو و طلسمات کشیدند. هیچ سابقهای از حمله به برایتلمستون وجود ندارد، اما فرانسویها به شدت به آن نزدیک شدند، همانطور که هولینشد به ما میگوید: «آنها نتوانستند وینچلسی را فتح کنند، زیرا صومعه باتل و دیگران با شجاعت از آنها دفاع میکردند. پس از این، آنها یک روز، نه طلسم چندان دور از صومعه بهترین دعانویس شهر لویس، در مکانی به نام روتینگتون (روتینگدین) پیاده شدند، جادو و طلسمات جایی که رئیس صومعه لویس و دو شوالیه، یکی به نام سر توماس چینی و دیگری به نام سر جان فالزلی، تعدادی از مردم روستا دعانویس کرمانشاه را جمع کرده بودند و به فرانسویها حمله کردند، اما سرنگون شدند.» به طوری که حدود صد
انگلیسی کشته شدند؛ و کشیش به همراه دو شوالیه و یک کشیش به نام جان بروکاس به اسارت درآمدند، اما با این حال فرانسویها تعداد زیادی از افراد خود را در این درگیری از دست دادند و بنابراین، به همراه زندانیان خود، به کشتیها و قایقهای خود عقبنشینی کردند و پس از جادو و طلسمات آن به فرانسه بازگشتند. تا آنجا که من خواندهام، برایتلمستون طلسم نویس تا سال ۱۵۱۴ در صلح بود، طلسم زمانی که هولینشد به ما میگوید: «تقریباً در همان زمان، جنگهایی که هنوز بین انگلستان و فرانسه ادامه داشت، پریور ژان (که قبلاً در سال چهارم سلطنت طلسم نویس این پادشاه درباره او شنیدهاید)، کاپیتان بزرگ نیروی دریایی فرانسه، با گالیها و دژهایش... متهم دعانویس قزوین با باسیلیسکهای بزرگ و دیگر توپخانهها، در فصل شب، به مرزهای ساسکس، به دهکدهای فقیرنشین به
نام برایتلمستون رسیدند و آن را به آتش کشیدند دعا و هر کالایی را که مییافتند، با خود بردند. اما، هنگامی که مردم با شلیک چراغها شروع به جمع شدن کردند، پریِ ژان شیپور خود را به بهترین دعانویس شهر صدا درآورد تا مردانش را به کشتی فرا بخواند، و در آن زمان روز فرا رسیده بود. سپس کمانداران مشخصی که نگهبانی میدادند، پریِ ژان بهترین دعانویس شهر را تا دریا دنبال کردند و چنان سریع تیراندازی کردند که مردان کشتی را از ساحل زدند؛ و بسیاری را در گودال زخمی کردند؛ پریِ ژان مجبور شد به سمت آن برود و با تیری به صورتش اصابت کرد، به طوری که یکی از چشمان خود جادو و طلسمات را از دست داد و گویی از شدت جراحت مرده بود.
« فلامینگها که بدین ترتیب در برایتلمستون ساکن شدند ، بنا به عادت و موقعیت، توجه اصلی خود را به شیلات کانال معطوف کردند. آنها علاوه بر به دست آوردن مقدار زیادی ماهی تازه از بهترین نوع و کیفیت برای خود و همسایگان داخلی خود، هر فصل تعداد زیادی شاهماهی صید میکردند و آنها را به چندین بخش از قاره صادر میکردند، جایی که پرهیز از روزه، شبزندهداری و سایر روزهای کمباران، بازار ثابتی را برای آنها تضمین میکرد. ساکنان شهر که اکنون به دو دسته زمیندار و دریانورد طبقهبندی میشدند ، به دعانویس بابل ترتیب از مزایای بهترین دعانویس شهر وضعیت خود بهرهمند میشدند.
دسته اول که خانههایشان صخره و بخشی از شیب ملایم پشت آن را پوشانده بود، سلامت و شایستگی خود را از خاک حاصلخیز به دست میآوردند. دسته دوم که در دو خیابان زیر صخره ساکن بودند ، منبع فراوانی برای امرار معاش و سود جادو و طلسمات در آغوش دریا یافتند.» با گذشت زمان، دریانوردان و خانوادههایشان تا جایی افزایش یافته بودند که بیش از دو سوم جمعیت شهر را تشکیل میدادند و سهم متناسبی از مناصب و مقررات داخلی کلیسا را داشتند. مردم برایتلمستون، مانند تمام ساحل، در معرض دعانویس بروجرد تهاجم و انتقام حملات انگلیسیها به فرانسه بودند و کشتیها و قایقهای آنها گهگاه به غنیمت گرفته میشد و ماهیگیری آنها متوقف میشد.
در سال ۱۳۷۷، فرانسویها به ساحل جنوبی حمله کردند، جزیره وایت را غارت کردند و رای، پورتسموث، دارتموث، پلیموث و هستینگز را به آتش جادو و طلسمات کشیدند. هیچ سابقهای از حمله به برایتلمستون وجود ندارد، اما فرانسویها به شدت به آن نزدیک شدند، همانطور که هولینشد به ما میگوید: «آنها نتوانستند وینچلسی را فتح کنند، زیرا صومعه باتل و دیگران با شجاعت از آنها دفاع میکردند. پس از این، آنها یک روز، نه طلسم چندان دور از صومعه بهترین دعانویس شهر لویس، در مکانی به نام روتینگتون (روتینگدین) پیاده شدند، جادو و طلسمات جایی که رئیس صومعه لویس و دو شوالیه، یکی به نام سر توماس چینی و دیگری به نام سر جان فالزلی، تعدادی از مردم روستا دعانویس کرمانشاه را جمع کرده بودند و به فرانسویها حمله کردند، اما سرنگون شدند.» به طوری که حدود صد
انگلیسی کشته شدند؛ و کشیش به همراه دو شوالیه و یک کشیش به نام جان بروکاس به اسارت درآمدند، اما با این حال فرانسویها تعداد زیادی از افراد خود را در این درگیری از دست دادند و بنابراین، به همراه زندانیان خود، به کشتیها و قایقهای خود عقبنشینی کردند و پس از جادو و طلسمات آن به فرانسه بازگشتند. تا آنجا که من خواندهام، برایتلمستون طلسم نویس تا سال ۱۵۱۴ در صلح بود، طلسم زمانی که هولینشد به ما میگوید: «تقریباً در همان زمان، جنگهایی که هنوز بین انگلستان و فرانسه ادامه داشت، پریور ژان (که قبلاً در سال چهارم سلطنت طلسم نویس این پادشاه درباره او شنیدهاید)، کاپیتان بزرگ نیروی دریایی فرانسه، با گالیها و دژهایش... متهم دعانویس قزوین با باسیلیسکهای بزرگ و دیگر توپخانهها، در فصل شب، به مرزهای ساسکس، به دهکدهای فقیرنشین به
نام برایتلمستون رسیدند و آن را به آتش کشیدند دعا و هر کالایی را که مییافتند، با خود بردند. اما، هنگامی که مردم با شلیک چراغها شروع به جمع شدن کردند، پریِ ژان شیپور خود را به بهترین دعانویس شهر صدا درآورد تا مردانش را به کشتی فرا بخواند، و در آن زمان روز فرا رسیده بود. سپس کمانداران مشخصی که نگهبانی میدادند، پریِ ژان بهترین دعانویس شهر را تا دریا دنبال کردند و چنان سریع تیراندازی کردند که مردان کشتی را از ساحل زدند؛ و بسیاری را در گودال زخمی کردند؛ پریِ ژان مجبور شد به سمت آن برود و با تیری به صورتش اصابت کرد، به طوری که یکی از چشمان خود جادو و طلسمات را از دست داد و گویی از شدت جراحت مرده بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر