یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۴:۴۳ ۱۱ بازديد
۲۳ مه، برای فهمیدن اینکه باید فرض کرد که قبلاً، در افتتاحیه دادگاههای و در انگلستان، اعلامیهای علیه رذیلت و فساد اخلاقی همیشه خوانده میشد. این چاپ « رذیلتهای نادیده گرفته شده در اعلامیه جدید » نام دارد که در آن دعانویس یزد پادشاه و ملکه به عنوان حرص و طمع ، شاهزاده به عنوان دعا مستی ، دوک یورک به عنوان قمارباز و دوک کلارنس و خانم جردن به عنوان فسق و فجور به تصویر کشیده شدهاند . اثر دیگر که در دوم جولای منتشر شد، «شهوترانی تحت وحشت گوارش» نام دارد. این تصویر، تصویر بسیار خوبی از شاهزادهای است که با جلیقهای دکمه باز، روی صندلی راحتی لم داده و با چنگال دندانهایش را میجود.
روی زمین تاس، فهرست نیومارکت، بدهیهای پرداخت نشده و حساب مشارکت فارو، خود، آرچر هوبارت و شرکا در فوریه ۱۷۹۳، جنگ بین فرانسه و انگلستان اعلام شد و داوطلبانی برای دفاع از کشورشان ثبت نام کردند. اردوگاههایی در نقاط مختلف ساحل تشکیل شد و در اوت همان سال اردوگاهی در برایتون برپا شد. نیازی به گفتن نیست که هنگ شاهزاده در آنجا مستقر دعانویس همدان بود و خود او نیز با قدرت زیادی در آنجا حضور داشت.[70] گزارشی از این اردوگاه را که توسط یک داوطلب نوشته شده است، به ما ارائه میدهد: « اردوگاه برایتون، ۲۲ آگوست.» - روز طلسم نویس دوشنبه، هر اشتباهی (اگر فرماندهان میتوانستند مرتکب شوند) که باعث طولانی شدن مسیر راهپیمایی از واترداون شده بود، برطرف شد و صف سربازان به موقع به چایلی رسید.
جادو و طلسمات آنها با همان شادی و نظم، به راه افتادند. صبح روز بعد، به سمت برایتون: حدود چهار مایل قبل از رسیدن به زمینشان، هنگهایشان به صورت گردان تشکیل شده بودند و به ترتیب حرکت میکردند و فاصله مناسب را حفظ میکردند. بینظمی داونز اغلب فرصتی را فراهم میکرد تا هر هنگ را با یک ضربه ببینیم . تعداد زیادی از مردم برای استقبال از ما بیرون آمدند. دعا شهر، با دریا و موسیقی و شور و نشاط عمومی اطراف، تا حدودی خستگی یک راهپیمایی طولانی را از بین بهترین دعانویس شهر برد. در میان تماشاگران، شاهزاده ولز دعانویس اراک با لباس محترمانه هنگ خود، که هم به جادو و طلسمات عنوان سرباز و هم به عنوان شاهزاده به نظر میرسید، خودنمایی میکرد.
ما توسط اعلیحضرت با دستهها راهپیمایی کردیم، افسران در حال ادای احترام بودند و سپس با چرخهای شهر را به سمت زمین جدیدمان که در مقایسه با آن، بهشت کوچکی به نظر میرسید، چرخاندیم. «آب ایستگاههای قبلی ما بیش از حد حاوی نمک طعام بود که دلپذیر باشد. در رودخانه چایلی کامن، آب خوب بود؛ و وقتی به اینجا رسیدیم، از نعمت بهتر از این نمیتوانستیم برخوردار باشیم. این بخش ضروری از آسایش زندگی، با زمین دلانگیزی که در آن اردو زدهایم، بهرهمندی کامل از نسیم دریا، و صحنهی پرجنبوجوشی که مدام از جلوی ما رد دعانویس ساوه و بدل میشود، ما را امیدوار میکند که فرصتهای بیشتری برای حضور در رژهی استاین نسبت به بازدید از تانبریج ولز داشته باشیم.» علاوه بر این، فرمانده کل قوا از چهارشنبه تا دوشنبه به
طرز شگفتانگیزی به دعا ما سر زد؛ در آن روز شش ساعت و نیم بیرون بودیم؛ پنج ساعت از این ساعتها به طور معمول بدون هیچ کاری برای انجام دادن، طول کشید. سپس شروع به تشکیل ستونها و خطوط کردیم. این هدف از طریق حفاری در سیستم جدید بود. ژنرال دانداس، مدلساز آن، شخصاً کمک کرد؛ و من نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم.» با اشاره به اینکه چقدر با ظرافت و سرعت دست آفتابسوختهاش را حرکت داد، که توضیحی بر تشکیل لشکرها به گردان بود. جادو و طلسمات به جرأت میتوانم بگویم، وقتی نظریه او را به کمال دعانویس کرمان عملی برسانیم، هرگز به اندازه یک تار مو از بقیه جلوتر نخواهیم بود.
افسران قدیمی که به جنگیدن طبق روش قدیمی عادت کردهاند، طلسم در بسیاری از بخشهای این سیستم مشهور ایرادات بزرگی میبینند. این اردوگاه بهترین دعانویس شهر شامل حدود ۱۰،۰۰۰ نفر، شامل سربازان عادی، شبهنظامیان و داوطلبان بود و در هوو واقع شده بود، جایی که تا ۲۸ اکتبر ادامه داشت. دو توپخانه جدید طلسم ساخته شد، یکی در صخره غربی که هشت توپ بیست و چهار طلسم نویس پوندی روی آن بهترین دعانویس شهر نصب شده بود.
روی زمین تاس، فهرست نیومارکت، بدهیهای پرداخت نشده و حساب مشارکت فارو، خود، آرچر هوبارت و شرکا در فوریه ۱۷۹۳، جنگ بین فرانسه و انگلستان اعلام شد و داوطلبانی برای دفاع از کشورشان ثبت نام کردند. اردوگاههایی در نقاط مختلف ساحل تشکیل شد و در اوت همان سال اردوگاهی در برایتون برپا شد. نیازی به گفتن نیست که هنگ شاهزاده در آنجا مستقر دعانویس همدان بود و خود او نیز با قدرت زیادی در آنجا حضور داشت.[70] گزارشی از این اردوگاه را که توسط یک داوطلب نوشته شده است، به ما ارائه میدهد: « اردوگاه برایتون، ۲۲ آگوست.» - روز طلسم نویس دوشنبه، هر اشتباهی (اگر فرماندهان میتوانستند مرتکب شوند) که باعث طولانی شدن مسیر راهپیمایی از واترداون شده بود، برطرف شد و صف سربازان به موقع به چایلی رسید.
جادو و طلسمات آنها با همان شادی و نظم، به راه افتادند. صبح روز بعد، به سمت برایتون: حدود چهار مایل قبل از رسیدن به زمینشان، هنگهایشان به صورت گردان تشکیل شده بودند و به ترتیب حرکت میکردند و فاصله مناسب را حفظ میکردند. بینظمی داونز اغلب فرصتی را فراهم میکرد تا هر هنگ را با یک ضربه ببینیم . تعداد زیادی از مردم برای استقبال از ما بیرون آمدند. دعا شهر، با دریا و موسیقی و شور و نشاط عمومی اطراف، تا حدودی خستگی یک راهپیمایی طولانی را از بین بهترین دعانویس شهر برد. در میان تماشاگران، شاهزاده ولز دعانویس اراک با لباس محترمانه هنگ خود، که هم به جادو و طلسمات عنوان سرباز و هم به عنوان شاهزاده به نظر میرسید، خودنمایی میکرد.
ما توسط اعلیحضرت با دستهها راهپیمایی کردیم، افسران در حال ادای احترام بودند و سپس با چرخهای شهر را به سمت زمین جدیدمان که در مقایسه با آن، بهشت کوچکی به نظر میرسید، چرخاندیم. «آب ایستگاههای قبلی ما بیش از حد حاوی نمک طعام بود که دلپذیر باشد. در رودخانه چایلی کامن، آب خوب بود؛ و وقتی به اینجا رسیدیم، از نعمت بهتر از این نمیتوانستیم برخوردار باشیم. این بخش ضروری از آسایش زندگی، با زمین دلانگیزی که در آن اردو زدهایم، بهرهمندی کامل از نسیم دریا، و صحنهی پرجنبوجوشی که مدام از جلوی ما رد دعانویس ساوه و بدل میشود، ما را امیدوار میکند که فرصتهای بیشتری برای حضور در رژهی استاین نسبت به بازدید از تانبریج ولز داشته باشیم.» علاوه بر این، فرمانده کل قوا از چهارشنبه تا دوشنبه به
طرز شگفتانگیزی به دعا ما سر زد؛ در آن روز شش ساعت و نیم بیرون بودیم؛ پنج ساعت از این ساعتها به طور معمول بدون هیچ کاری برای انجام دادن، طول کشید. سپس شروع به تشکیل ستونها و خطوط کردیم. این هدف از طریق حفاری در سیستم جدید بود. ژنرال دانداس، مدلساز آن، شخصاً کمک کرد؛ و من نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم.» با اشاره به اینکه چقدر با ظرافت و سرعت دست آفتابسوختهاش را حرکت داد، که توضیحی بر تشکیل لشکرها به گردان بود. جادو و طلسمات به جرأت میتوانم بگویم، وقتی نظریه او را به کمال دعانویس کرمان عملی برسانیم، هرگز به اندازه یک تار مو از بقیه جلوتر نخواهیم بود.
افسران قدیمی که به جنگیدن طبق روش قدیمی عادت کردهاند، طلسم در بسیاری از بخشهای این سیستم مشهور ایرادات بزرگی میبینند. این اردوگاه بهترین دعانویس شهر شامل حدود ۱۰،۰۰۰ نفر، شامل سربازان عادی، شبهنظامیان و داوطلبان بود و در هوو واقع شده بود، جایی که تا ۲۸ اکتبر ادامه داشت. دو توپخانه جدید طلسم ساخته شد، یکی در صخره غربی که هشت توپ بیست و چهار طلسم نویس پوندی روی آن بهترین دعانویس شهر نصب شده بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر